وقتی بردیا جون تب داره...
این روزا بردیا جونم بازیگوش تر شده..قدش هم بلندتر...تازگی هایها
پاهاشو توی دستش میگیره و بازی میکنه...انگار شعر هم میخونه...
وقتی هم بغل مامانش هست،قایم باشک بازی هم میکنه و میخنده...
دیروز قند و عسل ما واکسن زد و بعدش هم تب کرد...قند من وقتی بی حال
هم هست،بازم نازه داره...وقتی صداش میکنم،با بیحالی برمی گرده و میخنده...
عمه فاطمه قربونش بره که خوش خنده بودنش هم به عمه اش رفته...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


وقتی بردیا جون تب داره... 
